مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
حسـینِ اول طـوفـان کـربـلا حسن است فقط نه ساحل امن است، ناخدا حسن است علیترین حسن است و حسنترین علی است به جنگ و صلح، خداوند ارتضا حسن است نمیشناسیاش او را؟ حسین را بشناس! که مـقـتدا و امامِ حـسینِ ما، حسن است حسن، مـبدّل سوءالـقـضا به حسن قضا امامِ عرصۀ تدبـیر و اقتضا حسن است به خـاک راه نظر کرد، کیـمـیایش کرد که اسم اعظم و نورانی خدا حسن است به یک عـنایت او شام تـیره، صبح شده شکوه آیۀ «یهدی لمن یشا» حسن است پـیـمـبـرانـه به آئـین مـهـربـانـیهـاسـت به چشم مردم محـروم، آشنا حسن است حــسـن ادامـۀ جـاه و جـلالـت عــلــوی ادامۀ غزل حُسن مـصطـفی حسن است کمی تجـلی او «هل اتی علی الانسان» شکوه آیۀ «نور» و «قل انّما» حسن است بـلاغـت سـخـنـش در مــقـام مـدح پـدر نشانهای است که نهجالبلاغه با حسن است فـرشـتـهها همه مـحـو جـمـال گـریـۀ او که ماه روشن شبهای ربنا حسن است فـقـیر سـفـرۀ لطف و کـرامـتـش هستـیم سرور و راحتِ قلب یتیم ما حسن است کسی که کعبه به دورش طواف کرده ولی پیـاده آمـده تا کـعـبـه بارها، حسن است گـره بـه کـار دل افـتـادههـا! امـام امـیـد امام رحمت و دستِ گرهگشا حسن است اگرچه زمزمهام «یا اله» و «یارب» شد قبول خاطر حق، ذکر ناب «یاحسن» است گـناهـکـار برو نـزد او، مـلک برگـرد! کسی که خاک رهش هست کیمیا، حسن است به حکم اشک، جهـنم بهـشت خواهد شد اگر بـهـانـۀ بـاران اشکها حـسـن است کسی که فقر و غنا خاکسار مقدم اوست کسی که فقر به راهش شود غنا، حسن است حسن، ادامۀ غـوغـای خـیـبـر و صفـین شروع نغمۀ جانبخش نینوا حسن است به یک اشـارۀ او مـرحـب جـمـل افـتـاد و ذکر حیدر کرار، «مرحبا حسن است» چه کرده با دل او زهر تلخِ «آتشبس» اسیـر تهـمـت یـاران بیوفـا حسن است مـغـیـرههـا بـه روی مـنـبــر رسـول الله یکی نگفت که بر خلق، رهنما حسن است جهان، تعارف او را برای چی پس زد؟ ره نجات همانجاست، هرکجا حسن است به سایـهروشن شـبهای انـتـظار بـبـین همیشه مژدۀ «والشمس» و «والضحی» حسن است فـقـیـر شـو به کـرمخـانـهاش پـنـاه بـبـر امید امت بیـچـاره، بـخـدا حسن است... |